داستان کوزه گر و کوزه شکسته

کوزه گری هر روز صبح از رودخانه با کوزه هایش برای روستا آب می آورد وقتی کوزه گر به روستا برمی گشت، دو کوزه همراهش بود که یکی از کوزه ها ترکی کوچک داشت و مقداری از آب آن خارج می شد.
کوزه سالم به خود افتخار می کرد چون آب را کامل می رساند اما کوزه ترک خورده شرمنده بود چرا که او فقط نیمی از کارش را درست انجام می داد.

کوزه ترک خورده بالاخره نتوانست این وضع را تحمل کند و به کوزه گر گفت: « چرا مرا دور نمی اندازی ؟من با این ترک بدرد نمی خورم»؟

کوزه گر گفت : امروز وقتی داریم به روستا بر می گردیم ، در مسیر برگشتمان به گل ها خوب نگاه کن .

کوزه آنها را دید واز قشنگی آنها تعریف کرد وگفت حالا منظورت چیست؟

کوزه گر گفت : ماه هاست که تو به این گل ها آب می دهی . ایرادی که فکر می کنی داری ، روستای ما را تغییر داده و آن را زیباتر کرده است.

کوزه ترک خورده گفت: پس در تمام این مدت که احساس بیهودگی می کردم، نقص من کار مهم تری انجام می داد!

این جریان کوره گر رو که خونیدید به ما هم صدق میکنه بیشتر وقتها مشتری ها از ما سوال میکنن که ما سوال رو خواستیم همگانی توضیح بدیم

که در حال حاضر شرکت به خاطر مشکلات مکان کمی آشفته هست اما در همین آشفتگی چند پروژه بزرگ هم داریم که تمام بشن حتما میذاریم سایت به خاطر این وقتی برای اینکه سایت خودمون رو بروز و آپدیت کنیم یا بیایم همه نمونه کار ها رو بذاریم رو نداریم و البته به دلایلی هم نمیشه زیاد گذاشت همون جریان کپی !! به خاطر این کسانی که خیلی علاقه دارند نمونه های زیاد کارای ما رو ببینن میتونن کاتالوگ نمونه کارهای ما رو تهیه کنند

سپاس از اینکه چند لحظه ای وقت گرانبهاتون رو در اختیار ما گذاشتید ..